وادی دوم و تاثیر آن روی من
به نام خدا
وادی دوم : هیچ مخلوقی ، جهت بیهودگی ، قدم به حیات نمی نهد ، هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم ، حتی اگرخود به هیچ فکر کنیم.

زمانی که مصرف کننده مواد مخدر ، برای شروع درمان و آغاز سفر اول ، به وادی اول می رسد و به آن عمل می کند ، وقتی فکر می کند به خودش و کارهایی که انجام داده و تخریب هایی که به وجود آورده ، چه موقعیت ها و چه فرصت هایی را از دست داده ، چه ضربات سهمگینی به خود و اطرافیان خود وارد کرده است ، چه آسیب هایی در جسم خود به وجود آورده ، زمانی که فکر می کند که چه راه سخت و طولانی را باید برای رسیدن به درمان اعتیاد و جبران تخریب ها طی نماید و در پیش روی دارد ، در مقابل این هجمه ، ممکن است ضعف و ناامیدی بر او مستولی شود .
به دنبال نا امیدی ، احساس پوچی به او دست می دهد ، از خودش و هستی و حتی از خداوند گله و شکایت دارد . اصولاً ، حرکت در مسیر ضد ارزشها و روی آوردن به مسائل منفی و مخرب و خارج شدن از صراط مستقیم ، ایجاد حس منفی می نماید ، مانند احساس ناامیدی و پوچی. این احساسات خاص زمانی است که انسان از مسیر صحیح زندگی خارج شده است .
در این حالت ،از خداوند می پرسد که چرا مرا خلق کردی ، چرا بایستی من این همه بدبخت باشم ، چرا این همه خرابکاری کردم چطور می توانم این همه خراب کاری را درست کنم ؟
زمانی که مصرف کننده مواد مخدر تصور می کند که همه چیز تمام شده و دیگر نمی تواند به زندگی برگردد ، آنطور که وادی دوم اشاره می نماید ، در وحله اول ، این توجیه است برای فرو رفتن بیشتر در تاریکی ها و نشان از دست دادن اعتماد به نفس می باشد . تسلیم در مقابل نابودی محض و عدم تلاش برای رهایی .
رسیدن به این نقطه ، درست چیزی است که شیطان یا نیروی منفی یا نیروی بازدارنده می خواهد. آرزوی هر فرمانده جنگی این است که حریف ، قبل از نبرد ، خودش عقب نشینی کند .
عقب نشینی ما در مقابل نیروی منفی و دست از تلاش برداشتن و تسلیم شدن در مقابل نابودی ، پیروزی راحت و بدون زحمتی است برای نیروی بازدارنده یا شیطان .
وادی دوم ، در این مقطع و برای از بین بردن این تفکرات مخرب و ویرانگر و احساس پوچی ، بیهودگی و نا امیدی ، مطرح می شود .
نا امیدی ، یکی از مخرب ترین حس هایی است که ممکن است به سراغ انسان بیاید .
انسان موجود قدرتمندی است و خداوند نیروها و قدرت های عظیمی را به او داده است . نیروی منفی ، خوب می داند که انسان با وجود این نیروها و قدرت ها ، شکست ناپذیر است . شیطان ، خوب می داند که انسان را از بیرون نمی تواند شکست دهد . به همین دلیل ، تمام توان خود را به کار می گیرد ، تا این نیروها را از درون ، خنثی کند . نا امیدی ، یکی از همین ترفندها است . نیروی منفی ، با استفاده از حس نا امیدی ، موتورهای تولید کننده نیروهای انسان را از درون خاموش می کند .
اینجاست که انسان از حرکت باز می ماند . خودش ، خودش را متوقف می کند ، این حس ، به قدری خطرناک است که حتی ممکن است انسان را به جایی برساند که خودش ، خودش را نابود کند و دست به انتحار و خودکشی بزند . همانطور که قبلاً اشاره شد ، این ، درست چیزی است که نیروی منفی می خواهد . توقف و سکون .
در اینجا مفهوم بازدارندگی نیروی بازدارنده را تا حدی درک می کنیم . شکست انسان با استفاده از نیروی خود انسان . این تکنیک نیروی منفی است . شیطان در مقابل انسان ، از تکنیک های بسیار پیچیده و پیشرفته ای استفاده می کند .
وادی دوم با پیام بسیار زیبای خود ، ما را در مقابل این نقشه نیروی منفی ، تجهیز و آماده می کند .
هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد . هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم ، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم .
وادی دوم به ما می گوید : هیچ مخلوقی در این جهان و در این هستی به جهت بیهودگی خلق نشده است ، همه و همه از ریز و درشت و از اول تا آخر، همه دارای نقش و عملکرد خاص خودشان هستند که هیچ چیزی نمی تواند جای آن نقش و عملکرد را پر کند . هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم ، همه ما دارای خصوصیات و توانایی های خاص خودمان هستیم که نظیر آن وجود ندارد. هر یک از ما ، نسخه ای منحصر به فرد از قدرت ها و توانایی هایی هستیم که خداوند به ما داده است .
وادی دوم می گوید : اگر به تمام هستی نگاه کنیم ، خواهیم دید ، امکان ندارد چیزی را پیدا کنیم که به جهت بیهودگی پا به هستی گذاشته باشد ، اگر هم به مطالبی برسیم که تصور کنیم بیهوده است ، باز هم باید مطمئن باشیم که این پندار و تصور نادرست ماست و نتوانسته ایم به هسته درون یا فلسفه وجودی آن پی ببریم .
انسان هم موقعی پا به هستی گذاشت ، نیروی مافوق یا قدرت هستی ، او را به یک دوراهی هدایت کرد و این دوراهی ، یکی تاریکی هاست و یکی روشنایی ها .
مصرف کننده مواد مخدر ، ندانسته ، راه تاریکی ها را انتخاب نموده و در این راه به نقطه ای رسیده است که توانایی های او ، زیر خروارهای اعتیاد و تخریب های آن ، مدفون شده و اثری از آن دیده نمی شود . طبیعی است که در چنین حالتی ، شخص احساس پوچی و نا امیدی و بی خاصیت بودن کند .یکی از نتایج حرکت در مسیر ضد ارزش ها ، همین احساس گناه کار بودن و پوچی است .
باید دانست که این وضعیت و این احساس قابل تغیر است و اگر بخواهیم ، می توانیم آن را تغیر دهیم . البته اگر بخواهیم .
اگر بخواهیم می توانیم همه چیز را عوض کنیم و از پایین ترین نقاط ، به بالاترین نقاط و جایگاه ها برسیم . اگر به آرم کنگره 60 دقت کنید ، یک مثلث را در درون دایره می بینید . مثلث ، تمثیل حرکت از پایین ترین نقطه است ، مثلث تبدیل شدن از خط به سطح است . مثلث ، اولین شکل هندسی است که شکل می گیرد و به معنی حرکت از پایین ترین نقطه است . مانند وضعیت یک مصرف کننده مواد مخدر که می خواهد سفر خودش را برای رسیدن به درمان و جبران تخریب ها ، با وجود مشکلات گوناگون ، آغاز کند .
اما دایره بر خلاف مثلث ، دارای بی نهایت ضلع است ، به معنی بیکران ، یعنی بالاترین نقاط و جایگاه ها . به معنی رسیدن به اوج ، یعنی نزدیک شدن به فرمان عقل ، یعنی حرکت در صراط مستقیم . مثلث در درون دایره ، ثمثیل انسا نی است که سقوط کرده ، اما با خواست خودش و به کارگیری نیروهای خفته و اذن الله حرکت می کند و خود را دوباره به اوج می رساند .